به وبلاگ بردیا جون خوش آمدید بردیا جون
بهترین و زیباترین هدیه یزدان پاک دریک نگاه

     

 

 

دوستان عزیزم اگه دوست داشتین بیاین کلوپ مادران وعضو بشین اینم لینکش

http://www.madarclub.com/fa/apply/23869

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در يکشنبه 18 آبان 1393 ساعت 21:26 | لینک ثابت

از شیرگرفتن بردیا

این بار تصمیم جدی گرفتم هر جور شده بردیا رو از شیر بگیرم.....

روزای اول کلی گریه میکرد اما خدا رو شکر بهتر شده

روز سه شنبه23دیماه از صبح بهش شیر ندادم شب خیلی اذیت کرد و صبح هم با گریه بیدار شد

بهش گفتن من اوف شدم...اول عصبانی میشد اما روزای بعد سرم رو میزاشت رو پاش منو ناز میکرد و میبوسید

به جاش شیر پاستو ریزه بهش میدم امروز 6روزه که شیر مادر نخورده....

خدا رو شکر.......

 

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در يکشنبه 28 دی 1393 ساعت 16:05 | لینک ثابت |

22ماهگیت مباررررررررررررررررررررررررررک

عشق زندگیم 22ماهگیت مبارکمحبت

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در يکشنبه 21 دی 1393 ساعت 17:02 | لینک ثابت |

21ماهگیت مبارک عشق مامان

21ماهگیت مبارک عشق مامان

یک سال و نه ماه......

دومین پاییز گل پسرم

مبارک......

زندگی درکنار تو طعم دیگری دارد

همان که میگویند طعم خوش زندگی.....

تویی.....

 

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در شنبه 22 آذر 1393 ساعت 18:26 | لینک ثابت |

بردیا و عمل جراحی

قبل از عمل...

بردیا وقتی دنیا اومد خودش یه مقدار ختنه بود(ختنه خدایی)اما کامل نبود

واسه ختنه بردیم گفتن باید جراحی بشه اونم با بیهوشی توی اتاق عمل

از اول اذر ماه کارای ازمایش خون وتایید متخصص بیهوشی و دکتر اطفال رو گرفتیم

 دکتر جراحش هم که شهریور ماه بردیا روبرده بودیم پیشش و نوبت واسه اذرماه واسش زده بود

نوبتش 17اذر بود...

دوشنبه 17اذررفتیم واسه بستری شدن و

روز18اذر ساعت 9:30دقیقه رفت اتاق عمل ساعت 11اوردنش بیرون

از شب قبل هم تاصبح ناشتا بود و گرسنه

قربونش برم تمام طول شب رو قدم زدم تا کمی اروم شد و گشنگیش یادش میرفت

روز 4شنبه صبح هم مرخص شدیم

خدا رو شکر الان یه مقدار بهتره اما موقع عوض کردنش خیلی اذیت میکنه

دست عمه مهربونش درد نکنه که از جنوب بلند شد این همه راه اومد و حسابی کمک حالم بود

 

بعد از عمل.....

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در شنبه 22 آذر 1393 ساعت 17:44 | لینک ثابت |

چند عکس پاییزی ........

ادامه..... صفحه بعد....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در دوشنبه 10 آذر 1393 ساعت 14:27 | لینک ثابت |

بردیا و شیرینی درست کردن

چند روز پیش نون خرمایی درست میکردم اقا بردیا هم اومده بود کمک....

والبته تست شیرینی ها قبل از پخت....

عکسهای ادامه مطلب رو حتما ببینید.....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در دوشنبه 10 آذر 1393 ساعت 14:14 | لینک ثابت |

عکسهایی از گل پسر شیطونم
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در دوشنبه 10 آذر 1393 ساعت 14:02 | لینک ثابت |

مسابقه

دوستان عزیز

سلام.......خوبین.....یه زحمت دارم

برید توی این ادرس و به عکسای پسرم رای بدین

http://narmtar.ir/festival/Images

اول باید ثبت نام کنید

بعد عکس پسرم رو لایک کنین

اگه عکس گذاشتین بهم بگید تا منم عکس شما رو لایک کنم

ممنون

اینم عکساشه.....

 

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در سه شنبه 27 آبان 1393 ساعت 11:54 | لینک ثابت

شیرین کاری های بردیا جون

بردیا این روزا حسابی بلا شدهخندونک

بهش میگم بردیا بگو مرسی"میگه ممون(ممنون)

هر کلمه ای رو بگی تکرار میکنه البته فقط وقتی خودش بخواد

چند روز پیش هم گفتم تیکه تیکه بخور "دایما تکرار میکرد تیکه تیکه....قه قهه

شلوارش رو از پاش در میاره-لباسهایی که زیپ دارن رو باز میکنه و لباس رو در میاره

وقتی میریم پیاده روی خودش میره داخل کوچه مون و میره دم در خونه...کاملا خونه رو میشناسه

مدل ماشینمون رو هم میدونه-

وقتی میریم بازار توی خیابون هر ماشینی مثل ماشین ما ببینه گریه میکنه بریم سوار شیمخنده

دست و پا و اندام ها رو بلده و نشون میده

دست-پا-گوش-لب-ابه-زهرا-عمه-دادا-بابا-مامان-مو-دنان(دندان)

-نام نام(خوردنی)نی(نی نی)و...

وقتی میگم بردیا از این میخوری برات بیارم سرش رو به نشانه اره میاره پایین

گاهی هم میگه به(بله)

اگه چیزی هم نخواد میگه نه...

عاشق سس قرمز و سفیده....

با همه چی میخواد سس بخوره

حسابی هم با تبلت و دوربین ماهر شده کار کنه.....

هر کاری بخواد انجام بده یا چیزی بخواد منظورش رو میفهمونه

از غذاهای ساندویچی و البته سیب زمینی  سرخ کرده خیلی خوشش میاد

توی کارای خونه کمکم میکنه

مثلا با جاروی دستی خونه رو جارو میکنه/

لباس ها رو که میشورم و میخوام پهن کنم برمیداره میده دستم

عاشق ماشینه-مخصوصا ماشین پلیسش..

سریال فاطماگل و جمیله رو دوست داره و میشینه پاش مخصوصا اهنگش

که البته باهاش میخونهچشمک

از هر جایی رد میشه میاد منو بوس میکنه و میره

گاهی هم دستش رو میزاره رو لبش واسم بوس میفرستهبوس

عروسکش رو میندازه هوا...گاهی فراموش میکنه بگیرتش...خجالت

شوت کردن با توپ رو خیلی دوست داره

تلویزیون از دستش اسایش نداره-خاموش :روشن....

گوشی من یا باباش زنگ بزنه یا اس ام اس بیاد میره واسمون میاره

اینم قسمتی از کتاب بردیای قشنگمبوس

 

 

 

 

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 20:58 | لینک ثابت |

20ماهگیت مبارک

20ماهگیت مبارک فرشته قشنگ منجشنبوسمحبتجشن

نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 14:57 | لینک ثابت |

دومین محرم بردیا/عاشورای حسینی

اینم ظهر عاشورا-اسمان تهران


ادامه مطلب
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در يکشنبه 18 آبان 1393 ساعت 21:14 | لینک ثابت |

دومین محرم بردیا/تاسوعای حسینی

این عکس یک روز قبل از تاسوعاست

این عکس ها هم روز تاسوعا...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در پنجشنبه 15 آبان 1393 ساعت 14:21 | لینک ثابت |

ماه محرم تسلیت باد
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در شنبه 10 آبان 1393 ساعت 21:54 | لینک ثابت |

عکسهایی از بردیا

چشم ما رو دور دیده


ادامه مطلب
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در يکشنبه 4 آبان 1393 ساعت 15:22 | لینک ثابت |

بوستان اب و اتش و پل طبیعت
نوشته شده توسط <-BlogAuthor-> در يکشنبه 4 آبان 1393 ساعت 14:59 | لینک ثابت |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد