بردیا بردیا ، تا این لحظه: 8 سال و 3 ماه و 14 روز سن داره

بردیا جون

خاطرات......بارداری-نامگذاری و زایمان و روزهای اول بردیا

    تصمیم گرفتم خاطرات دوران بارداری و نامگذاری پسرم و زایمانم رو بنویسم تا هیچ وقت فراموش نشه وقتی فهمیدم خدا یه فرشته کوچولو میخواد بهمون بده خیلی خوشحال شدم اصلا توی پوست خودم نمیگنجیدم من دوست داشتم پسر باشه اما بابایی دوست داشت دختر باشه.... تیرماه 91بود که همش احساس میکردم یه چیزی اضافه توی شکمم هست... 15تیر رفتیم هایپر استار...بعد از خرید پیتزا گرفتیم خوردیم... یه مقدارش موند بردیم خونه...روز بعدش بابا واسه کاری رفت قم... منم وقتی تنهام حال درست کردن غذا ندارم رفتم پیتزایی که توی یخچال بود رو گرم کردم و خوردم نیم ساعت نشد بالا اوردم... منی که عاشق پیت...
27 بهمن 1392
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بردیا جون می باشد